مرتضى راوندى

115

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ننمايد و استقبال به استقلال بكند و مىبايد كه خيمه و آلاچوب بارگاه از خود روانه كند تا ما تدارك احوال پادشاه بكنيم . خيمه و خرگاه براى پذيرايى : از اين‌جانب دوازده قطار شتر پيش‌خانه به مصحوب شاوردى بيك روانه فرموديم ، و مقرر كرديم كه هركجا كه پادشاه سوار شود شتران را بار كرده روانه گردد و خيمه‌گاه و بارگاه آلاچوب و كرياس كه با هجده ستون كويزه طلا و كرياس كه از اطلس خطائى و مخمل بر سرپاى كند و شاميانه در پيش بارگاه بتكد و تجير الوان از مخمل و اطلس و دور بارگاه و كرياس بكشند و طنابهاى ابريشمى به ميخهاى زرين ببندند و در كرياس و بارگاه خيمه از زربافت بر سرپاى كند و به جهت خوابگاه پادشاه . و بيست فراش به جهت خدمت فراشى مقرر شد و بيست نفر بيلدار قرار داديم كه هركجا كه فرود بيايند زمين بارگاه را هموار نمايند و حوض بلغار را پر آب كرده در بارگاه نصب نمايند و چهل نفر سقا را قرار داديم كه از هركجا كه پادشاه والاجاه سوار شود پيش پيش آب بپاشند و خيمهء ركاب‌خانه از اطلس به نزديك كرياس و بارگاه بر سرپاى كنند و قاليهاى كار خراسان ابريشمى و كهه و نمدهاى جامى و سوزنيها بيندازند . و مقرر فرموديم دردر بارگاه طناب قورق بكشند ، يك ميدان اسب دور تر و از عقب فراشخانه و پيش‌خانه رفعت دستگاه شاه قلى بيك جلودار با حسن مهترباشى را با هشتده سر اسب از آن جمله چهار سر يابوى رهوار و چهار سر استر خوش راه خاموش از براى پادشاه و ده اسب به دو از براى كتل ، همهء اسبها و استرها با زين و لجام مرصع و كئيم و كجيم سر اسبان كتل و جنيبت بيندازند و بپوشانند و بر اسبان و يابو و استر سوارى ارتك طلادوز و گلابتون‌دوز بيندازند و از عقب فرستادن اسب و جنيبت ايالت پناه آقا بيك استاجلو كه توشمال باشى است با بيست نفر طباخ . وظايف شربت‌دار باشى : و مقرر فرموديم كه توشمال باشى هر روز سيصد لنگرى طعام از سركار پادشاه طيار كند و از عقب او رفعت پناه حسن بيك شربت‌دار باشى را قرار داديم كه هر روز بيست خوان نقل و در هر خوان دو كله قند و گوارش الوان مثل گوارش مصطكى و گوارش زرشك و گوارش زعفران و گوارش ليمو و آب‌نبات و قرص ليمو و قرص عنبر و ديگر قرصها مثل حلواى شكر و لوزينه و غيرها در محل كيف خوردن پادشاه و كيف‌دانهاى طلا و نقره قرار داديم و در كيف‌دانها مفرح ياقوتى و فلونيا و حب لؤلؤى و ترياك كازرون و فلاسفه و معجون اسكندرى و حب جدوار و معجون مرواريد و كوكنار كه با زعفران بگيرند با تنقلات به حضور پادشاه ببرند .